أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
432
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
از جملهء جهل و نادانى شماست كه روى به دنيا آوردهايد و آخرت را فراموش كرده آنگه حقّ تعالى خبر داد و اعلام فرمود از آنچه در پيش است از دوزخ و آن را بسوگند مؤكّد گردانيد تا دانسته باشيد و معلوم شما گردد و گفت بر سبيل تهديد و وعيد : حقّا كه شما دوزخ را ببينيد و آنگه اين خبر را مكرّر گردانيد براى مبالغت و زيادتى « 1 » وعيد را « 2 » و گفت : پس ببينيد دوزخ را به چشم يقين چنان كه شما را دروى هيچ شكّى و شبهتى نماند و [ يقين ] علمى باشد كه حاصل شود پس از شكّ ؛ و براى اينست كه خدايرا متيقّن نخوانند و گفتند كه : مراد برؤيت اوّل علم است ؛ بر اين قول معنى اين باشد كه : بدانيد شما دوزخ را دانستنى كه در او شبهت نماند چنان كه كسى چيزى ببيند در وقتى كه أمارات و علامات آن ظاهر گردد در وقت نزع و جان كندن و گذاشتن مال دنيا بوارثان و درين وقت تمنّا كنيد و آرزو باشد شما را كه رها كنند تا كار خود بسازيد و كردار نيكو كنيد چنان كه خداى تعالى خبر داد : [ رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فِيما تَرَكْتُ ] أمّا اين مراد برنيايد و اين آرزو حاصل نگردد پس به چشم يقين ببينيد آنگه كه شما را بدوزخ برند و به عذاب مبتلا گردانند يا آنگه كه دوزخ را بر اهل عرصات عرضه كنند . [ ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ ] پس در آن روز و در آن وقت بپرسند شما را از نعمتهاى دنيا كه شما را از كار آخرت مشغول گردانيد ابو هريره از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت كرد كه : اين نعيم كه از وى سؤال خواهند كرد آب سرد است أنس مالك گفت : روزى رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بمهمانى مقداد أسود رفت چون طعام بخورد آبى سرد پيش آورد رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آب بخورد و گفت : ما أبردها على الكبد ؛ چه سردست اين آب بر جگر ؛ آنگه گفت : چون يكى از شما خواهد كه آب خورد بايد كه جهد كند تا هر كدام كه سردتر
--> ( 1 ) - در سابق مكرّر ياد شد كه در فارسى « زيادتى » ( بياء در آخر كلمه ) استعمال مىشود . ( 2 ) - در سابق گفتهايم كه قدما « را » را در امثال اين موارد براى تأكيد ميآوردهاند .